لیدای من
ﺷﻌﺮﻫﺎﻳﻢ ﺷﺒﻴﻪ ﻫﻴﺞ ﻛﺲ ﻧﻴﺴﺖ چوﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﻳگاﻧﻪ ﺍی ﻭ ﺑﻬﺎﻧﻪ ی ﺷﻌﺮﻫﺎی ﻣﻦ ﺗﻮیی...
درباره وبلاگ


ﺻﻔﺤﻪ ی ﺍﻭﻝ ﺯﻧﺪگی ﺍﻡ
ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻧﺖ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ
ﺗﻮ ﺷﺪی ﺗﻚ ﺗﻚ ﻛﻠﻤﺎﺗﺶ
ﻫﻤﻪ ی ﺣﺮﻓﻬﺎﻳﺶ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺁﻏﺎﺯ ﻛﺮﺩﻡ
با ع ش ق
ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﻳﺶ
ﻫﻤﺮﺍﻩ باش ...
لیدای من

مدیر وبلاگ : Admin
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هواشناسی موظف شده وضعیت هوای بیرون رو اعلام كنه تا از اوضاع اون با خبر باشیم؛ اما تا حالا تلاش كردیم تا هوای دلمون رو هم به خودمون اعلام كنیم و واسه وضعیتش یك فكری كنیم ؟
هوا بس ناجوانردانه سرده و دلهامون توی این سرما ، یخ زده ، گم شدیم و از سردی هوا ، قلبهامون از حركت ایستاده. آخه به سادگی گرمای انسانیت رو با لذت های سرد مبادله می كنیم و هوا رو هر لحظه سرد و سردتر !
واژه ها در كشاكش لحظه های بدون تردید با معنایی خودشون رو تاب نمی یارن و بی هویت می شن و فقط واسه دكور سطرهای كتاب و لذت ها و هیجان های چند دقیقه ای كاربرد پیدا می كنن.
هوا بس ناجوانمردانه سرده و عجیب كه هیچكس ، سردش نیست ، بجز اونایی كه بر خاكستر ارزشهای فراموش شده نگاه می كنن ، مفاهیمی كه روز به روز بی رنگ تر می شن ؛ گذشت ، عدالت ، مروت ، عفت ، صداقت ، حرمت و انسانیت ، واژه های خنده دار و لوس دوران ما شدن ، واسه پر كردن وقت آدم های بی درد كه دردها رو به تمسخر بگیرن و ما هم كه سرمون رو زیر برف كردیم ، به جای نالیدن خندمون می گیره و عجب این خنده ها صحنة تلخ و زجر آوری رو ترسیم كرده.
از بس توخالی و بی رمق شدیم تلاشی برای گرم كردن نمی كنیم ، مثل اینكه وسط یخبندان باشیم و دست و پا در حال یخ زدن و بدونیم راه نجات كجاست ، اما بی حركت بمونیم تا از بین بریم . سردی هوا رگ های غیرتمون رو منجمد كرده و بی هدف و انگیزه مسافر جاده زندگی شدیم .
با این حال درسته ناجوانمردانگی ها ، هوا رو سرد و سردتر می كنن ، اما هنوز هم كسایی هستن كه گرمی مرامشون ، یخ دل ها رو آب می كنه.
هوا بس ناجوانمردانه سرده و خودمون ندونسته و به خیال زرنگی اون رو سرد و سردتر می كنیم ؛ مهندس هایی كه به راحتی از كیفیت كار( واسه رونق جیبشون) می زنن و نمی دونن كه سردی عملشون گریبانگیر خودشون می شه ، كارمندایی كه كار مردم رو راه نمی ندازن و خودشون توی اداره دیگه گیر می یان ، مغازه دارهایی كه گرون می فروشن و از مشتری هاشون رو از دست داده و ورشكست می شن . نزول خورهایی كه از نفرین مردم جون مرگ می شن و لذت پول های حروم به دلشون می مونه ، مدیرانی كه بیت المال رو مال البیت می كنن و بچه هاشون تو زرد از آب در می یان ، اساتیدی كه از درس دادن كامل به دانشجوها طفره می رن و در جا می زنن ، جونایی كه محیط اینترنت رو واسه لذت های پوچ آلوده می كنن و خواهر و برادر خودشون توش آسیب می بینن ، آدم هایی كه به خاطر حفظ قدرت دست به هر كاری می زنن اما در نهایت منفور مردم می شن و با بی آبرویی كنار زده می شن ، ورزشكارایی كه دوپینگ می كنن و محروم می شن و هزاران مورد دیگه كه هر روز دور و برومون می بینیم و باعث سردی بیشتر هوا می شن ؛ هم خودشون یخ می زنن و هم شرایط رو برای مردی و انسان بودن سخت تر ! متاسفانه اگر یه لحظه دقیق نگاه كنیم می بینیم كه این دور باطل داره همه چیزمون رو ازمون می گیره و كاش نگذاریم ، سردی هوا رمق و انگیزه گذشتن از این سرما رو در وجودمون از بین ببره و به راحتی تسلیم ناجوانمردیش نشیم .
هوا بس ناجوانمردانه سرده ، اما تلاش كنیم ما جوانمرد باشیم و بگردیم دور و برمون رواز این تیپ آدمها جمع كنیم و ته ته های وجودون یك جایی گروم به اسم وجدان بگذاریم تا گوهر وجودمون از سرمای نامردی روزگار یخ نزنه.




نوع مطلب : حرف های بی بهانه، 
برچسب ها : سرمای نامردی، روزگار تلخ، روزگار یخ زده، ناجوانمرادانه، سردی هوا، هوا بس ناجوانمردانه سرد است!،
لینک های مرتبط :



 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic